๑۩۞۩๑ جور وا جور๑۩۞۩๑ هرچی بخوای اینجا هست
| ||
|
خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پائين آمدن دستهایم دعايم مستجاب گردد
سو سو بزن امشب که به فردا برسانیم چشمی به افق های تماشا برسانیم آرامش خاکستری پنجره ها را فردا به بنفش آبی غوغا برسانیم ای وسوسه ی کال فراسو خبری هست ؟ بشتاب ُ بیا تا خودمان را برسانیم با باد غریبی که رها میوزد امشب خود را به همان روز مبادا برسانیم چند آن همه دیروز ؟ چرا این همه امروز ؟ دستی به فراوانی فردا برسانیم یک جرعه جنون کاش که بی تابی خود را امشب به ندانیم کجاها برسانیم انگار در این فاصله موج از نفس افتاد باید عطشی تازه به دریا برسانیم ! چه کسی می گوید که گرانی شده است؟ دوره ارزانیست! دل ربودن ارزان، دل شکستن ارزان. دوستی ارزان است! دشمنی ها ارزان، تن عریان ارزان، وشرافت ارزان! آبرو قیمت یک تکه نان، و دروغ از همه چیز ارزانتر کمتراز آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان ناخواسته آمدیم و ناشیانه زندگی گردیم همه اش غصه بود و غصه اما افسوس که بعد از سالها غصه مکرر به دنبال خنده هستیم و باز هم نمیابیم و باز هم غصه و باز هم غصه وقتی در ایوان دلتنگی هایت می نشینی وقتی که پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر می شوی... وقتی دیگر کسی برای شنیدن جمله هایت به اندازه لحظه ای فرصت نمی گذارد... کسی هست که می شود به او پناه برد. کسی که شب دلتنگی را با او می توان قسمت کرد. نگاهت را از سنگفرشهای خیس و سرد کوچه های باران زده جدا کن. تا چه وقت می خواهی یاسهایت را به ساقه گلهای گلدان های اتاقت پیوند بزنی؟ تا چه وقت می خواهی در کوره راههایی که برای خودت ساخته ای قدم برداری؟ می توان از تاریکی ها گذشت می توان خود را در کوچه های سبز دوباره یافت. یک نفر هست یک نفر که تا خواب دوباره چشمهایت با توست. شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن........تنها با او!!!
فرشته ها آمده اند پایین. همه جا پر از فرشته است. از کنارت که رد می شوند، می فهمی؟ اسمت را که صدا می زنند، می شنوی؟ دستشان را که روی شانه ات می گذارند، حس می کنی؟ راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟ دعاهایت را آماده گذاشته ای؟ آرزوهایت را مرور کرده ای؟ می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟ می آیند و برایت سوغات می آورند، پیراهن تازه ات را. خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی. می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند. می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است. مبادا بیایند و تو نباشی. مبادا در دلت را بسته باشی. مبادا در بزنند و تو نفهمی. مبادا ... کوچه دلت را چراغانی کن. دم در بنشین و منتظر باش. فرشته ها می آیند. فرشته ها حتما می آیند. خدا آنسوتر منتظر است. مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند...
![]()
|
|